تبليغاتX
مکتوب
سلام ای ستاره ی پر نور شب های تاریک قلبم. سلام ای نا خدای کشتی شکسته ی من . ای معلم عزیزم که همچون راهنمایی در شب تاریک چراغ شکسته ی مرا به چراغ فروزان علم بدل کردی . دستم را گرفتی  و مرا با خور به جهان بی همتای علم بردی.

تو با کوشش بسار پیچک جهل و نادانی را از درخت عصیان گر و نادان ذهن من جدا کردی.آری تو به من درس زندگی آموختی و مرا با خوب و بد دنیا آشنا کردی . این همه محبت تو را چگونه می توان جبران کرد؟!کدام هدیه آن قدر با ارزش است که بتواند پاسخی برای محبت های بی کران تو باشد!؟

معلم عزیزم! من همانند کشتی شکسته ای هستم که توان مقومت با موج و طوفان را ندارد. اما تا هنگامی که تو ناخدای من هستی هیچ طوفانی هر قدر هم مهیب باشد نمی تواند مرا از پا درآورد. در قلبت برایم خانه ای بساز تا هیچ وقت از تو جدا نشوم.

معلم عزیزم! آن قدر مهربان و بخشنده هستی که نمی توانم بزرگی ات را به زبان بیاورم .وسعت تو را در کدام  سخن باید بگنجانم !؟ تو را در کدام نقطه میتوان به پایان برد؟!

پایان

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 10:16 توسط رویا |

 
لوگوی حمایت از راه سبز امید