این اولین جمله ی این کتاب است و می تواند معرف خوبی هم برای سبک کتاب باشد.من کمتر کتاب ایرانی می خوانم . با این حال هر کتاب ایرانی که می خوانم روی نظرم درباره ی کتابهای ایرانی پایدار تر می شوم. باید پیشرفت کنیم . این طوری فایده ندارد!!
شاید بتوان محور اصلی این داستان را خدا دانست.وجود خدا, یافتن خدا و راه رسیدن به خدا. موضوع بسیار خوبی است .ولی نحوه ی پرداختن به آن این نیست. از این نصیحت ها زیاد شنیده ایم ولی اثر زیادی ندارند. حداقل برای من این طور است . این سبک را نمی پسندم ولی توصیه می کنم این کتاب را بخوانید.
نقل کننده ی داستان مرد جوانی است (یونس) که برای پایان نامه ی دکترایش روی پرونده ی خودکشی یک استاد دانشگاه جوان کار می کند و در پی یافتن دلیل این خودکشی عجیب است. یکی از دوستان قدیمیش که سنگینی بیماری کشنده ی همسرش را تحمل می کند به ایران آمده و نامزدش (سایه) که یک دختر مذهبی است منتظرش است تا بعد گرفتن دکترایش ازدواج کنند.سایه هیچ شکی در وجود خدا ندارد ولی یونس دچار یک سردرگمی درونی درباره ی خدا شده.
ادامه ی مطلب فراموش نشود!
داستان از زبان دختري 29 ساله است كه پس از 11 سال دوست دوران كودكي و نوجواني خود را مي بيند و ناخواسته عشق دوران گذشته در او زنده مي شود.ولي به شكلي كاملا متفاوت و البته عجيب.
حتما دقت كرده ايد كه در مسيحيت جنبه ي نرينه ي خداوند مطرح مي شود.از اينجا كه او را پدر مي نامند به اين موضوع مي توان پي برد.او ( پسر بدون نام داستان ) پيلار را با اعتقادات عجيبي مبني بر اين كه خدا وجهي مادينه نيز دارد آشنا مي كند.اين كتاب كه از سه گانه ي ايتالو كالوينو( بارون درخت نشين - ويكنت دو نيم شده – شواليه ي ناموجود) است همچون دو كتاب ديگر در واقع رماني فلسفي است كه مانند ديگر كتاب هاي كالوينو نثري روان و كمي طنز گونه دارد .
كوزيمو مسير زندگي خود را خيلي زود انتخاب كرد .در يازده سالگي. از عوامل موثر در آن هم خوراك حلزوني بود كه خواهرش درست كرده بود.ديگر تحمل نداشت. تحمل هيچ چيز را (از جمه حلزون). و پناهي بهتر از درخت بلوط حياط خانه شان پيدا نكرد.اين طور بود كه روزي كوزيمو از سر ميز غذا به بالاي درخت رفت و ديگر پايين نيامد و بقيه ي زندگي اش را در بالاي درختان باغ ها و جنگل اومبروزا گذراند . ولي پايين نيامدنش دليل ديگري داشت و آن هم دختر همسايه بود كه با رفتار خود به طور غير مستقيم كوزيمو را واداشت كه تا آخر عمر فاصله ي خود را از زمين حفظ كند و ياد بگيرد كه چگونه از طريقي متفاوت با مردم رابطه برقرار كند.
ادامه ی مطلب یادتون نره...
ربه کا رمان ستایش شده ی خانم دافنه دوموریه نویسنده ونمایشنامه نویس انگلیسی است .این کتاب داستان دختر جوانی است که بعد از مرگ پدر ومادرش به سختی زندگی خود را می گذراند . برحسب اتفاق با مرد ثروتمندی آشنا می شود ودر سن21سالگی با او ازدواج می کند .این مرد ماکسیم نام دارد و21 سال از خودش بزرگتر است .ماکسیم در انگلستان صاحب قصری به نام ماندرلی است .همسرسابق او به نام ربه کا در یک شب توفانی در دریا غرق شده است . دخترجوان پس از ازدواج با ماکسیم به ماندرلی می رود اما به دلیل عدم اعتماد به نفس که این خود حاصل زندگی سخت گذشته ی اوست در آنجا دچار مشکل می شود.اوفکر می کند که شایسته ی اداره کردن آنجا نیست واحساس می کند مستخدمین وکارگران ماندرلی اورا به عنوان خانم قبول ندارند وبه چشم تمسخر به اونگاه می کنند.
برای خوندن بقیش برین تو ادامه ی مطلب
کشور آخرین ها داستان دختری جوان به نام آنا بلوم است که به دنبال برادرش که یک خبرنگار است و پس از رفتن به شهری در کشوری دیگر ناپدید شده و هیچ خبری از او نیست به آن شهر عجیب با شرایطی هولناک وارد می شود.به جز مشخصات برادرش هم فقط يك عكس ونام از خبرنگاري ديگر در دست دارد كه او هم به دنبال برادر آنا به آن شهر رفته و ديگر بازنگشته. ولي هيچ چيز آن طور كه پيشبيني مي كرد پيش نمي رود و حوادث ناخوشايندي براي او در آن شهر پر هرج و مرج و عجيب رخ مي دهد.
اين كتاب از لحاظ قالب نوشتار با رمان هاي ديگر استر متفاوت است.آنا سرگذشت خود را به شكل نامه اي طولاني براي فردي در وطنش كه هويت او براي ما نامعلوم است و فقط مي دانيم كه دوست آنا بوده مي نويسد.
كشور آخرين ها دنيايي از استعاره هاي عجيب است.يك جهان نمادين.يك ماشين تبديل كه تمام فجايعي را كه در دنياي غير مادي ما و در رفتارها و افكار انسانها در روند زندگي رخ مي دهد به شكل مشكلات اجتماعي از قبيل فقر و جنايت و بدبختي و ضعف و فساد در قالب يك جامعه ي واقعا وحشتناك نشان مي دهد.ولي به نظر من چيزي كه استردر واقع مي گويد خود كلمات كتاب نيست. بلكه چيزي پنهان در اين كلمات معماوار است كه مغز خواننده را به خود مشغول مي كند.
ادامه ی مطلب یادتون نره !
انفجاری در یک جاده رخ داده و باقی مانده های آن پیدا شده .فردی با منفجر کردن یک بمب دست ساز کاری کرده که اثری از خود حداقل برای شناسایی هم به جا نگذاشته .در نگاه اول حتما می گویید او یک دیوانه بوده . یک فرد پریشان و بی مغز که خودکشی کرده و تحقیق درباره ی هویتش وقت تلف کردن است.ولی شاید هم حوادث زندگی او آن قدر عجیب بوده باشند که نظر ما را تغییر دهند و شکل دیگری از واقعیت های زندگی را آشکار کنند.
این کتاب درباره ی تابلویی به همین نام که توسط یان ورمر کشیده شده و در حال حاضر در موزه ی ماوریتس هویس لاهه(هلند) نگهداری می شود نوشته شده . این تابلوی زیبا بر خلاف بیشتر آثار ورمر و دیگر نقاشان دوران خودش ظاهری مرموز دارد. دختری با گوشواره ی مروارید داستان دختر هفده ساله ایست که پس از نابینا شدن پدرش در یک حادثه به دلیل مشكلات مادی خانواده و برای امرار معاش به عنوان خدمتکار وارد خانواده ای می شود با وجود اشرافی بودن درآمد نسبتا بالایی ندارند . این دخترکه گری یت نام دارد وظیفه ای مهم بر گردن دارد که بعد ها ماجراهای زیادی برایش به وجود می آورد . او مسئول تمیز کردن اتاق کار نقاش است .
ماجرای عجیب سگی در شب درباره ی پسری نوجوان مبتلا به بیماری سندرم اوتیسم است. او به خاطر این بیماری خاص از درک مسایل عادی زندگی عاجز است اما هوش فوق العاده ای دارد و دنیا را به شکلی متفاوت می بیند. ماجرای اصلی از زمانی شروع می شود که سگی در همسایگی آنها آغاز می شود و کریستوفر سعی می کند با روش های مخصوص به خودش به دنبال قاتل سگ بگردد.
سیذارتا جوانی بود که به دنبال حقیقت همه چیز را رها کرد و به راه افتاد . به دنبال شادی درون و به دنبال حقیقت وجود. او همه چیز داشت. هر چیزی که در ظاهر برای خوشبختی لازم است. ولی او در جریان تعلیمات برهمن به این پی برده بود که از درون شاد نیست .
رمان یک مشت تمشک را می توان یک رمان سیاسی - اجتماعی - فرهنگی نامید . رمانی که به شکل بسیار جذابی علاوه بر پرداختن به برخی خصوصیات و شرایط در جامعه ی کمونیستی و روابط میان اعضای حزب مسائل فرهنگی - عقیدتی آن دوران در میان مردم عامی و روستا نشين ایتالیا را هم نقد می کند.