تبليغاتX
مکتوب - روی ماه خداوند را ببوس _ مصطفی مستور
"هرکس روزنه ایست به سوی خداوند اگر اندوه ناک شود. اگر به شدت اندوه ناک شود."

این اولین جمله ی این کتاب است و می تواند معرف خوبی هم برای سبک کتاب  باشد.من کمتر کتاب ایرانی می خوانم . با این حال هر کتاب ایرانی که می خوانم روی نظرم درباره ی کتابهای ایرانی پایدار تر می شوم. باید پیشرفت کنیم . این طوری فایده ندارد!!

شاید بتوان محور اصلی این داستان را خدا دانست.وجود خدا, یافتن خدا و راه رسیدن به خدا. موضوع بسیار خوبی است .ولی نحوه ی پرداختن به آن این نیست. از این نصیحت ها زیاد شنیده ایم ولی اثر زیادی ندارند. حداقل برای من این طور است . این سبک را نمی پسندم ولی توصیه می کنم این کتاب را بخوانید.

نقل کننده ی داستان مرد جوانی است (یونس) که برای پایان نامه ی دکترایش روی پرونده ی خودکشی یک استاد دانشگاه جوان کار می کند و در پی یافتن دلیل این خودکشی عجیب است. یکی از دوستان قدیمیش که سنگینی بیماری کشنده ی همسرش را تحمل می کند به ایران آمده و نامزدش (سایه) که یک دختر مذهبی است منتظرش است تا بعد گرفتن دکترایش ازدواج کنند.سایه هیچ شکی در وجود خدا ندارد ولی یونس دچار یک سردرگمی درونی درباره ی خدا شده.

من به شخصه خیلی از این کتاب خوشم نیامد. ولی از این که خواندمش خوشحالم. لازم  بود. نویسنده مثل خیلی از ماوراءگراها و معناگراها و احساس گراهای ایرانی برای اثبات مسائل روحانی و خدا و آرامش معنوی ناشی از ایمان قلبی به زیر سوال بردن منطق و علم و مسائل (به قول بعضی ها) مربوط به دنیای مادی می پردازد.به نظر من این طرز تفکر که به یک کتاب محدود نمی شود و به یک اعتقاد رایج در کشور ما تبدیل شده فقط ناشی از عدم شناخت این افراد به اصطلاح معنوی و با احساس از علوم طبیعی و تفکر و منطق است.در این کتاب می بینیم که آن استاد دانشگاه که یک فیزیکدان خوب و جوان بود نتوانست با فیزیک و ریاضی و علمش خدا را اثبات کند. نتوانست عشق را درک کند و در آخر خودش را نابود کرد.(این در حالی است که در دنیای واقعی اکثر دانشمندان مخصوصا فیزیکدانهای بزرگ فیلسوف و عارف هم هستند و اعتقادات قوی هم دارند.) ولی سایه که با اعتقادات مذهبی یزرگ شده و الهیات  می خواند هیچ مشکلی ندارد و از آرامش درونی عمیقی به خاطر ایمانش بهره مند است و دغدغه اش این است که: یک-یونس ایمانش را به خدا از دست ندهد.دو-موسی و خدا به هم چی گفتن. سه- کی عروسی می کنن.

هیچ کس منکر این نیست که ارزشمندترین وجه وجود انسان احساسات و ومعنویتش است. ولی نباید دریچه های رو به خدا (طبیعت و آفرینش و دنیا و دانش و امثال اینها ) را انکار کرد.بزرگترین عارفان و مومنان در تاریخ دانشمندان بزرگی هم بوده اند. متاسفانه گاهی با عکس این ماجرا هم مواجه هستیم. ریاضیدان ها و فیزیکدانها و پزشکان و ... که مسائل معنوی و ادبیات و هنر را مورد تمسخر و قرار می دهند( که ناشی از این فرهنگ غلط ساخته شده به دست سیستم آموزش و پرورش است که اکثرا دانش آموزان ضعیف به دنبال این رشته های می رفتند).البته من دانشمند بزرگی ندیده ام که این طور باشد و فقط بعضی ها که به نظر من ریاضی و فیزیک و شیمی را هم درک نکرده اند این طورند.

کمی از بحث کتاب خارج شدیم.معرفی این کتاب بهانه ای بود برای بیان این مسائل.

البته از نکات مثبت این کتاب هم نمی توان گذشت. از جمله نگاه نسبتا خوب آن به عشق. عشقی که هم بین یونس و سایه در یک فضای مذهبی و ایرانی دیده می شد و هم میان مهرداد و جولیا که در شرایطی کاملا متفاوت بودند.بر خلاف اکثر فیلم ها و کتابهای ایرانی که سعی دارند خارجی ها را بی احساس و بی اخلاق و عشق های آنها را پوچ معرفی کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 19:38 توسط رویا |

 
لوگوی حمایت از راه سبز امید